برگ بیست و هفتم
سلام گل قشنگم ..چطوری خوبی؟ تو آسمونا بهت خوش میگذره مامان؟
عزیزم نمیخوای زمینی شی؟؟؟؟ میدونی جای آدما رو زمینه گلم ... زودتر بیا که اینجا خیلیها منتظرت هستن .
دو روز پیش نی نی دختر خاله مامان به دنیا اومد ، یه دخمل ناز نازی تپل ......gif)
عزیزم چند روز پیش مامان و بابایی رفتیم قشم ... خیلی جزیره زیبایی هست ... بهش عجایب هفتگانه
خلیج فارس هم میگن .... جاهای دیدنی زیاد داره که ما اکثرش رو رفتیم ....تو آبهای خلیج همیشه فارس هم قایق سواری کردیم و دلفینها رو دیدیم
خیلی خوش گذشت جات خالی بود گلم .... هر جای جزیره که میرفتم و عظمت خدا رو میدیدم دعا میکردم و از خدا میخواستم تو زودتر بیای پیشمون ![]()
نازنینم
مامان عاشق خرید کردنه ..تو قشم هم همه چیز خیلی ارزون تر از شهر ما بود ... خلاصه
کلی خرید کردم
.... واسه نی نی خاله هم سوغاتی لباس نوزادی خریدم تا همین که به دنیا اومد تنش کنه
..... فرشته من انشالا به همین زودی واسه شما لباس نوزادی بخرم .......![]()
امروز شهادت امام حسن مجتبی و رحلت پیغمبر مهربون من هست
... تصمیم گرفتم شله زرد بپزم
البته نه زیاد .... به دوتا از همسایه های هم طبقه مون دادم ولی بیشترش رو واسه بابابزرگ مهربونم
درست کرده بودم ... آخه ماه رمضون یه بار دیگه شله زرد پخته بودم و به همه همسایه ها داده بودم ولی
به خونه بابابزرگم نرسید دیگههه ... بابابزرگم چند روز قبل بهم گفت یه شله زرد واسمون بپز تا حالا شله زردی که تو درست کرده باشی نخوردیم .... منم امروز درست کردم .... انشالا خوب شده باشه ...![]()


برگ بیست و هفتم
